Podcast Episodes
Back to Search
ز گریه مردم چشمم نشسته در خون است ۰۵۴
Season 5
«««««میبهـا»»»»»
غزل نمره ۰۵۴
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلان
ز گريه مردم چشمم، نشسته در خون است
ببين که در طلبت، حال مردمان چون است
به ياد لعل تو و چشم مست م…
1 year, 11 months ago
منم که گوشهی میخانه خانقاه من است ۰۵۳
Season 5
«««««میبهـا»»»»»
غزل نمرهی ۰۵۳
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلان
منم که گوشهی ميخانه خانقاه من است
دعای پير مغان، ورد صبحگاه من است
گرم ترانهی چنگ صبوح نيس…
1 year, 11 months ago
روزگاریست که سودای بتان دین من است ۰۵۲
Season 5
«««««میبهـا»»»»»
غزل نمره ۰۵۲
فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلان
روزگاریست که سودای بتان، دين من است
غمِ اين کار، نشاط دل غمگين من است
ديدن روی تو را، ديده جان…
1 year, 11 months ago
لعل سیراب به خون تشنه لب یار من است ۰۵۱
Season 5
«««««میبهـا»»»»»
غزل نمره ۰۵۱
فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلان
لعل سيراب به خون تشنه، لب يار من است
وز پی ديدن او، دادن جان کار من است
شرم از آن چشم سيه باد…
2 years ago
به دام زلف تو دل مبتلای خویشتن است ۰۵۰
Season 5
«««««میبهـا»»»»»
غزل نمره ۰۵۰
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلان
به دام زلف تو دل مبتلای خويشتن است
بکش به غمزه که اينش سزای خويشتن است
گرت ز دست برآيد مراد خاطر…
2 years ago
روضهی خلد برین خلوت درویشان است ۰۴۹
Season 5
«««««میبهـا»»»»»
غزل نمره ۰۴۹
فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلان
روضهی خلد برين خلوت درويشان است
مايهی محتشمی خدمت درويشان است
گنج عزلت (عزت) که طلسمات عجايب …
2 years ago
صوفی از پرتوی می راز نهانی دانست ۰۴۸
Season 5
«««««میبهـا»»»»»
غزل نمره ۰۴۸
فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلان
صوفی از پرتو می، راز نهانی دانست
گوهر هر کس از اين لعل، توانی دانست
قدر مجموعهی گل، مرغ سحر دا…
2 years ago
به کوی میکده هر سالکی که ره دانست ۰۴۷
Season 5
«««««میبهـا»»»»»
غزل نمره ۰۴۷
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلان
به کوی ميکده هر سالکی که ره دانست
دری دگر زدن انديشهای تبه دانست
زمانه افسر رندی نداد جز به ک…
2 years ago
گل در بر می بر کف و معشوق به کام است ۰۴۶
Season 5
«««««میبهـا»»»»»
غزل نمرهی ۰۴۶
مفعول و مفاعیل و مفاعیل و مفاعیل
گل در بر و می بر کف و معشوق به کام است
سلطان جهانم به چنين روز غلام است
گو شمع مياريد …
2 years ago
در این زمانه رفیقی که خالی از خلل است ۰۴۵
Season 5
غزل نمره ۰۴۵
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلان
در اين زمانه رفيقی که خالی از خلل است
صراحی می ناب و سفينه غزل است
جريده رو که گذرگاه عافيت تنگ است
پياله گير ک…
2 years ago