Episode Details
Back to Episodes
مسیحی و توبه
Episode 29
Published 4 years, 2 months ago
Description
تعریف
توبۀ حقیقی مسیحی شامل الزام قلبی نسبت به گناه، پشیمانی از رنجاندن خدا، بازگشت از زندگی گناهکارانه به زندگی در جلال خداوند است.
توبۀ حقیقی یک “بازنگری” ساده در مورد رابطۀ بین فرد با گناه و خدا نیست. توبه ابتدا باید در درک اینکه یک عمل، احساس، باور یا شیوه زندگی چگونه گناهآلود است، ریشه داشته باشد. سپس باید از این اندوه که چقدر گناه از نظر خدا توهینآمیز و حزنآور است، نه اینکه صرفاً از مجازات گناه ترسید. به عبارت دیگر، توبه باید در ارزش بالایی که برای خدا قائل هستیم ریشه داشته باشد، نه ارزشی که به خود میدهیم. فقط در این صورت میتوان بازگشت از گناه به سمت زندگی مقدس را توبۀ واقعی نامید. توبه نکردن نوعی بتپرستی است. امتناع از توبه به معنای بالاتر قرار دادن ارزش خودمان از جلال خداوند است، اما هرگاه کسی توبه میکند، این عمل، موجب آمرزش گناه، برداشتن انضباط الهی و احیای او در پیوند با خدا میشود.توبۀ کتابمقدسی مفهومی است که به سادگی مورد کجفهمی و کاربرد اشتباه قرار میگیرد و نیاز به بررسی دقیق دارد. متون متعددی در کتابمقدس به وضوح نشان میدهند که توبه به همراه ایمان، برای آمرزش گناهان اساسی است (لوقا ۴۷:۲۴، اعمال رسولان ۳۸:۲؛ ۱۹:۳؛ ۳۱:۵؛ ۱۸:۱۱). در اعمال رسولان ۱۹:۳ و ۲۰:۲۶، metanoeō (توبه کردن) و epistrephō (بازگشت، نگاه کنید به اعمال رسولان ۱۸:۲۶) «به عنوان اصطلاحاتی معادل در کنار هم بهکار میروند. اما در این موارد، اصطلاح نخست ممکن است بر “دور شدن از شیطان” و اصطلاح دوم بر “بازگشت به سوی خدا” تمرکز داشته باشند» (نگاه کنید به فرهنگ بین المللی الهیات و تفسیرهای عهدجدید، جلد ۳، ص ۲۹۲)[1]. اما دغدغۀ اصلی ما در اینجا، توبه در زندگی ایماندارانی است که تولد تازه دارند.معنای اصطلاح (معنی توبه از لحاظ واژهشناسی)
اشتباه عمدۀ بسیاری از افراد این است که درک خود را از واژۀ توبه، بر مبنای ریشۀ یونانی این واژه میگذارند. فعل یونانی metanoeō (توبه کردن) از ترکیب حرف اضافۀ meta (با، پس از) و فعل noeō (فهمیدن، فکر کردن) تشکیل شده است. تعبیر بعضیها این است که تنها زمانی یک مسیحی احساس نیاز به توبه دارد که دربارۀ رابطۀ خود با خدا و گناه، تغییر فکر و ذهنیت یا تجدید نظر میکند. اما معنای این واژهها اینگونه تعیین نمیشود، بلکه کاربرد و بافت آن تغییر میکند. تغییر فکر و ذهنیت یا نگرش یک فرد، بدون تغییر مسیر، تغییر در زندگی و عمل او هیچ ارزشی ندارد.توبۀ واقعی آغاز میشود، اما به هیچ وجه با الزام قلبی به گناه، پایان نمییابد. توبه حقیقی با شناختی صریح و قلبی از آنچه که خدا از انجام آن متنفر است یا حداقل بیاعتنا بودن نسبت به آنچه که او دوست دارد، آغاز میشود. بنابراین، توبه شامل آگاهی قلبی از اینکه: «این کار اشتباه است، من گناه کردهام، خدا ناراحت شده است» میباشد. نقطۀ مقابل شناخت، توجیه عقلانی است، تلاش خودخواهانه برای منطقی جلوه دادن ضعف اخلاقی شخص به همراه توقع کمک: «من قربانی شدهام، اگر میدانستی من چه رنجی کشیدهام و با من چگونه برخورد کردهاند، کمی به من حق میدادی.»توبۀ داوود
جی. آی. پَکِر یادآوری میکند که توبۀ واقعی «تنها زمانی آغاز میشود که فرد، آنچه را که کتابمقدس خودفریبی میداند، کنار میگذارد (مقایسه کنید با یعقوب ۲۲:۱ و ۲۶، اول یوحنا ۸:۱) و مشاوران مدرن آنچه را که کتابمقدس الزام به گناه مینامد، انکار میدانند، (مقایسه کنید با یوحنا ۸:۱۶). (نگاه کنید به جی. آی. پکر، کشف دوبارۀ تقدس، ۱۲۳تا ۱۲۴)[2]. برای توبۀ حقیقی، شخص باید آزادانه و صادقانه نزد خداوند به گناه خود اعتراف کند. نمونه این اعتراف را میتوان در مزامیر ۳۲ دید هنگامی که داوود، تجربۀ خود را پس از زنا با بَتشِبَع بیان میکند. وقتی که داوود سرانجام به الزام قلبیاش پاسخ میدهد، منجر میشود با زبان خود اعتراف کند: «خوشا به حال آن که عصیانش آمرزیده شد، و گناهش پوشانیده گردید. خوشا به حال آن که خداوند خطایی به حسابش نگذارد و در روحش فریبی نباشد …. آنگاه به گناهان خود نزد تو اعتراف کردم و جرمم را پنهان نداشتم. گفتم: “عصیان خود را نزد خداوند اعتراف خواهم کرد”؛ و تو جرم گناهم را عفو کردی.» (مزامیر ۱:۳۲-۲، ۵).داوود از سه واژه برای اعتراف خود استفاده میکند (۵:۳۲). او به گناه خود «اذعان» میکند، خطاهایش را «پنهان» نمیسازد و در «
توبۀ حقیقی مسیحی شامل الزام قلبی نسبت به گناه، پشیمانی از رنجاندن خدا، بازگشت از زندگی گناهکارانه به زندگی در جلال خداوند است.
توبۀ حقیقی یک “بازنگری” ساده در مورد رابطۀ بین فرد با گناه و خدا نیست. توبه ابتدا باید در درک اینکه یک عمل، احساس، باور یا شیوه زندگی چگونه گناهآلود است، ریشه داشته باشد. سپس باید از این اندوه که چقدر گناه از نظر خدا توهینآمیز و حزنآور است، نه اینکه صرفاً از مجازات گناه ترسید. به عبارت دیگر، توبه باید در ارزش بالایی که برای خدا قائل هستیم ریشه داشته باشد، نه ارزشی که به خود میدهیم. فقط در این صورت میتوان بازگشت از گناه به سمت زندگی مقدس را توبۀ واقعی نامید. توبه نکردن نوعی بتپرستی است. امتناع از توبه به معنای بالاتر قرار دادن ارزش خودمان از جلال خداوند است، اما هرگاه کسی توبه میکند، این عمل، موجب آمرزش گناه، برداشتن انضباط الهی و احیای او در پیوند با خدا میشود.توبۀ کتابمقدسی مفهومی است که به سادگی مورد کجفهمی و کاربرد اشتباه قرار میگیرد و نیاز به بررسی دقیق دارد. متون متعددی در کتابمقدس به وضوح نشان میدهند که توبه به همراه ایمان، برای آمرزش گناهان اساسی است (لوقا ۴۷:۲۴، اعمال رسولان ۳۸:۲؛ ۱۹:۳؛ ۳۱:۵؛ ۱۸:۱۱). در اعمال رسولان ۱۹:۳ و ۲۰:۲۶، metanoeō (توبه کردن) و epistrephō (بازگشت، نگاه کنید به اعمال رسولان ۱۸:۲۶) «به عنوان اصطلاحاتی معادل در کنار هم بهکار میروند. اما در این موارد، اصطلاح نخست ممکن است بر “دور شدن از شیطان” و اصطلاح دوم بر “بازگشت به سوی خدا” تمرکز داشته باشند» (نگاه کنید به فرهنگ بین المللی الهیات و تفسیرهای عهدجدید، جلد ۳، ص ۲۹۲)[1]. اما دغدغۀ اصلی ما در اینجا، توبه در زندگی ایماندارانی است که تولد تازه دارند.معنای اصطلاح (معنی توبه از لحاظ واژهشناسی)
اشتباه عمدۀ بسیاری از افراد این است که درک خود را از واژۀ توبه، بر مبنای ریشۀ یونانی این واژه میگذارند. فعل یونانی metanoeō (توبه کردن) از ترکیب حرف اضافۀ meta (با، پس از) و فعل noeō (فهمیدن، فکر کردن) تشکیل شده است. تعبیر بعضیها این است که تنها زمانی یک مسیحی احساس نیاز به توبه دارد که دربارۀ رابطۀ خود با خدا و گناه، تغییر فکر و ذهنیت یا تجدید نظر میکند. اما معنای این واژهها اینگونه تعیین نمیشود، بلکه کاربرد و بافت آن تغییر میکند. تغییر فکر و ذهنیت یا نگرش یک فرد، بدون تغییر مسیر، تغییر در زندگی و عمل او هیچ ارزشی ندارد.توبۀ واقعی آغاز میشود، اما به هیچ وجه با الزام قلبی به گناه، پایان نمییابد. توبه حقیقی با شناختی صریح و قلبی از آنچه که خدا از انجام آن متنفر است یا حداقل بیاعتنا بودن نسبت به آنچه که او دوست دارد، آغاز میشود. بنابراین، توبه شامل آگاهی قلبی از اینکه: «این کار اشتباه است، من گناه کردهام، خدا ناراحت شده است» میباشد. نقطۀ مقابل شناخت، توجیه عقلانی است، تلاش خودخواهانه برای منطقی جلوه دادن ضعف اخلاقی شخص به همراه توقع کمک: «من قربانی شدهام، اگر میدانستی من چه رنجی کشیدهام و با من چگونه برخورد کردهاند، کمی به من حق میدادی.»توبۀ داوود
جی. آی. پَکِر یادآوری میکند که توبۀ واقعی «تنها زمانی آغاز میشود که فرد، آنچه را که کتابمقدس خودفریبی میداند، کنار میگذارد (مقایسه کنید با یعقوب ۲۲:۱ و ۲۶، اول یوحنا ۸:۱) و مشاوران مدرن آنچه را که کتابمقدس الزام به گناه مینامد، انکار میدانند، (مقایسه کنید با یوحنا ۸:۱۶). (نگاه کنید به جی. آی. پکر، کشف دوبارۀ تقدس، ۱۲۳تا ۱۲۴)[2]. برای توبۀ حقیقی، شخص باید آزادانه و صادقانه نزد خداوند به گناه خود اعتراف کند. نمونه این اعتراف را میتوان در مزامیر ۳۲ دید هنگامی که داوود، تجربۀ خود را پس از زنا با بَتشِبَع بیان میکند. وقتی که داوود سرانجام به الزام قلبیاش پاسخ میدهد، منجر میشود با زبان خود اعتراف کند: «خوشا به حال آن که عصیانش آمرزیده شد، و گناهش پوشانیده گردید. خوشا به حال آن که خداوند خطایی به حسابش نگذارد و در روحش فریبی نباشد …. آنگاه به گناهان خود نزد تو اعتراف کردم و جرمم را پنهان نداشتم. گفتم: “عصیان خود را نزد خداوند اعتراف خواهم کرد”؛ و تو جرم گناهم را عفو کردی.» (مزامیر ۱:۳۲-۲، ۵).داوود از سه واژه برای اعتراف خود استفاده میکند (۵:۳۲). او به گناه خود «اذعان» میکند، خطاهایش را «پنهان» نمیسازد و در «