Episode Details
Back to Episodes
صد و شصت و دو - سر نِشترِ عشق
Description
از شبنم عشق خاک آدم گل شد
شوری برخاست، فتنهای حاصل شد
سرنشتر عشق بر رگ روح رسید
یک قطرۀ خون چکید، نامش دل شد
(اوحدالدین کرمانی)
***
آن یار که عهدِ دوستاری بشکست
میرفت و منش گرفته دامان در دست
میگفت دگرباره به خوابم بینی
پنداشت که بعد از آن مرا خوابی هست
(سعدی)
***
من درد تو را به هیچ مرهم ندهم
یک موی تو را به هر دو عالم ندهم
گفتم: جان را به یارِ محرم ندهم
از گفتهی خود بیش دهم، کم ندهم
(مولانا)
***
من بودم دوش و آن بت جانافراز
از من همه لابه بود و از وی همه ناز
شب رفت و حدیث ما به پایان نرسید
شب را چه گنه؟! حدیثِ ما بود دراز
(مولانا)
***
دردا که درین سوز و گدازم کس نیست
همراه، درین راه درازم کس نیست
در قعرِ دلم جواهر راز بسی است
اما چه کنم محرم رازم کس نیست
لینک های پادکست
پادکست شعر و ادب فارسی : پادکست بوطیقا - قسمت چهل و یکم
پادکستی برای طنز، هزل و هجو در شعر فارسی : لنترونی
شبکه های اجتماعی : یوتوب بوطیقا | اینستاگرام بوطیقا | تلگرام بوطیقا | توییتر بوطیقا
حمایت مالی از پادکست: دارمت
تماس : BoutighaPodcast@Gmail.com
Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.