Episode Details
Back to Episodes
صد و چهل و هشت - مست مَیگون: حیدر شیرازی
Description
ز گریه مردم چشمم نشسته در خون است
ببین که در طلبت حال مردمان چون است
به یاد لعل تو، بی چشم مست میگونت
ز جام غم می لعلی که می خورم خون است
ز مشرق سر کوی، آفتاب طلعت تو
اگر طلوع کند طالعم همایون است
حکایت لب شیرین کلام فرهاد است
شکنج طرهٔ لیلی مقام مجنون است
دلم بجو که قدت همچو سرو دلجوی است
سخن بگو که کلامت لطیف و موزون است
ز دور باده به جان راحتی رسان ساقی!
که رنج خاطرم از جور دور گردون است
از آن نفس که ز چنگم برفت رود عزیز
کنار دیدهٔ من همچو رود جیحون است
چگونه شاد شود اندرون غمگینم
به اختیار که از اختیار بیرون است
ز بیخودی طلب یار میکند حیدر
چو مفلسی که طلبکار گنج قارون است
لینک های پادکست
پادکست شعر و ادب فارسی : پادکست بوطیقا - قسمت سی و هفتم
پادکستی برای طنز، هزل و هجو در شعر فارسی : لنترونی
شبکه های اجتماعی : یوتوب بوطیقا | اینستاگرام بوطیقا | تلگرام بوطیقا | توییتر بوطیقا
حمایت مالی از پادکست: دارمت
تماس : BoutighaPodcast@Gmail.com
Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.