Episode Details

Back to Episodes

فرخی یزدی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۴۰ با خوانش افسر آریا

Published 1 day, 10 hours ago
Description

شمارهٔ ۱۴۰ از (فرخی یزدی » دیوان اشعار » غزلیات) را با خوانش افسر آریا بشنوید.

فایل صوتی متناظر را می‌توانید در قالب mp3 از این نشانی (اندازه 3.53 مگابایت) دریافت کنید.

متن خوانش:

شب چو در بستم و مست از مِیِ نابش کردم

ماه اگر حلقه به در کوفت جوابش کردم

دیدی آن تُرکِ خَتا دشمن جان بود مرا

گرچه عمری به خطا دوست خطابش کردم

منزلِ مردمِ بیگانه چو شد خانهٔ چشم

آنقدر گریه نمودم که خرابش کردم

شرحِ داغِ دلِ پروانه چو گفتم با شمع

آتشی در دلش افکندم و آبش کردم

غرقِ خون بود و نمی‌مرد ز حسرت فرهاد

خواندم افسانهٔ شیرین و به خوابش کردم

دل که خونابهٔ غم بود و جگرگوشهٔ درد

بر سر آتشِ جورِ تو کبابش کردم

زندگی کردن من مردن تدریجی بود

آنچه جان کَنْد تنم، عمر حسابش کردم

Listen Now

Love PodBriefly?

If you like Podbriefly.com, please consider donating to support the ongoing development.

Support Us