Episode Details
Back to Episodesکلیم » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹۵ با خوانش فاطمه زندی
Description
غزل شمارهٔ ۳۹۵ از (کلیم » دیوان اشعار » غزلیات) را با خوانش فاطمه زندی بشنوید.
فایل صوتی متناظر را میتوانید در قالب mp3 از این نشانی (اندازه 1.70 مگابایت) دریافت کنید.
متن خوانش:
چه شد گاه از زبان خامه نام این پریشان بر
بر آر از پستی گمنامی و بر صدر عنوان بر
ز بوی وصل روح کشتگان را شاد کن گاهی
ز نقش پای خود گل بر سر خاک شهیدان بر
چرا بیهوده میکوبی در هر باغ و بستان را
تو گر خاری به پا داری ز راهش گل به دامان بر
تماشای جهان گر ذوق داری دیده بر هم نه
اگر خواهی که بگشاید دلت سر در گریبان بر
سر و جانان به راهت میدهم گر سر فرود آری
سرم بردار پس آنگه به مزد دست سامان بر
هزاران شب به سر بردند با هم شمع و پروانه
تو هم ای شمع شبخیزان شبی با ما به پایان بر
سیهروز و پریشانخاطر و آشفتهاحوالم
صبا این است پیغامم به آن زلف پریشان بر
جنون خواهد بیابان سنگ طفلان هم هوس دارد
مرا ای بخت یاری کن به میدان صفاهان بر
کلیم اندر غریبی آزمودی قیمت خود را
کنون همت بورز این زیره را دیگر به کرمان بر
Listen Now
Love PodBriefly?
If you like Podbriefly.com, please consider donating to support the ongoing development.
Support Us