Episode Details
Back to Episodesاُپوزیسیون جمهوری اسلامی در بوتۀ نقد
Description
در ماه ژوئن سال ۲۰۲۵ در گرماگرم جنگ دوازده روزه، یسرائیل کاتْز، وزیر دفاع اسرائیل، اعلام کرد : «نمیتوان اجازه داد علی خامنهای به حیات خود ادامه دهد». در آن جنگ، ترامپ نیز از احتمال «تغییر رژیم» در ایران سخن گفت. اما سپس، اسرائیل را از کشتن خامنهای برحذر داشت. در آن زمان بیشتر رهبران کشورهای غربی کشتن خامنهای را کاری غیرمسئولانه و خطرناک میدانستند و بعضی از آنان میگفتند ترور او ممکن است به جنگهای خونین داخلی و هرج و مرج نه تنها در ایران بلکه در خاورمیانه بینجامد.
در این میان، بعضی از کارشناسان معتبر بینالمللی از جمله «توماس جونوُ»، استاد دانشگاه اوُتاوا و تحلیلگر مسائل خاورمیانه، گفتند: با توجه به اینکه هیچ آلترناتیو دموکراتیک سازمانیافته برای جایگزینی جمهوری اسلامی وجود ندارد، در نتیجه، با کشتن او ممکن است قدرت به دست سپاه پاسداران بیفتد و ما شاهد گذار از حکومت دینی به یک دیکتاتوری نظامی باشیم.
با این حال، اسرائیلیها از ایدۀ کشتن خامنهای دست برنداشتند زیرا گمان میکردند با کشتن او مردم به پا خواهند خاست و رژیم را سرنگون خواهند کرد، چنان که در سیام ماه اوت آن سال، «یوآو گالانت»، وزیر دفاع پیشین اسرائیل، در یک مصاحبۀ تلویزیونی گفت: اسرائیل باید برای دور تازهای از زد و خورد با ایران آماده شود و مطمئن باشد که این بار رهبر جمهوری اسلامی کشته خواهد شد.
با اینکه تجربۀ جنگ ۱۲ روزه نشان داده بود که اکثریت مردم ایران مخالف سرسختِ مداخلۀ نظامی بیگانگان در کشورشان هستند و حاضر نیستند برای رهایی از دست جمهوری اسلامی به پیشواز ارتشهای بیگانه بروند، نخستوزیر اسرائیل و رئیس جمهور آمریکا طرح براندازی رژیم ایران را کنار نگذاشتند و جنگ تازهای را با جمهوری اسلامی آغاز کردند و در گام نخست علی خامنهای را کشتند. باقی ماجرا را همه کم و بیش میدانند.
پیش از جنگ، کشتار بیرحمانۀ معترضان در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی ماه، بیزاری افکار عمومی جهانیان را از رژیم جمهوری اسلامی برانگیخته بود، چنان که با آغاز حملات آمریکا و اسرائیل کمتر صدایی در جهان برای محکوم کردن آن حملات به گوش رسید. پرسشی که هنوز بیپاسخ مانده این است: چرا ترامپ و نتانیاهو به رغم وعدههایی که داده بودند، در آن دو روز به یاری معترضان نشتافتند. تاکنون، از رویدادهای آن دو روز گزارشهای ضد و نقیض منتشر شده است.
گفته شده است که در آن دو روز هزاران تن از نیرویی که «گارد جاویدان» نامیده میشود، در هستههای کوچک در سراسر ایران پراکنده بودند و با نیروهای امنیتی رژیم میجنگیدند. در ۱۴ مارس ۲۰۲۶ رضا پهلوی در پیامی به «گارد جاویدان» گفت: ملت ایران فداکاری شما و بهایی را که بهویژه در ۱۸ و ۱۹ دی برای آزادی میهن پرداختهاید هرگز فراموش نخواهد کرد.
سازمان مجاهدین خلق نیز درگیری با نیروهای رژیم را در ۱۸ و ۱۹ دیماه از اساس، کار شورشگران وابسته به آن سازمان اعلام کرد. سایت اینترنتی مجاهدین خلق، گزارشهای دامنه داری از رویدادهای آن دو روز و کشته شدگان آن سازمان در نبرد با نیروهای امنیتی رژیم منتشر کرده است. بعضی از احزاب کُرد ایرانی نیز در خارج مدعی شدند که شماری از جانباختگان در شهرهای مرزی در غرب کشور از اعضا و هواداران آن احزاب بودند.
طرفداران رضا پهلوی که بیشتر آنان با عنوان «پادشاهیخواه» فعالیت میکنند، امیدوار بودند جنگ به عمر جمهوری اسلامی پایان دهد. سازمان مجاهدین خلق نیز که از چندی پیش با احزاب کرد ایرانی از جمله حزب دموکرات کردستان عقد اتحاد بسته، به استقبال جنگ رفت. حقیقت این است که این سه بخش از اپوزیسیون جمهوری اسلامی یعنی «پادشاهیخواهان»، «مجاهدین خلق» و «احزاب کردی» سازمانیافتهتر از دیگر مخالفان رژیم ایران هستند، رسانههای پرهزینه و کم و بیش پربینندهای در اختیار دارند و اعضا و هوادارانشان در شبکههای اجتماعی بسیار فعالاند..
دامنۀ پشتیبانی مردم ایران از این سه بخش از اپوزیسیون جمهوری اسلامی روشن نیست. اما یک چیز روشن است و آن اینکه درخواست آنها از دولتهای آمریکا و اسرائیل برای بمباران هرچه بیشتر تأسیسات نظامی و زیرساختهای حیاتی کشور، در نهایت، به اعتبار آنها نه تنها در میان ایرانیان بلکه در افکار عمومی جهانیان لطمه زد. جمهوری اسلامی از رفتار و سیاستهای آنها بیشترین بهره را برد.
حقیقت این است که نبود یک اپوزیسیون یکپارچه و شخصیتی توانا که آن را نمایندگی کند، سبب شده است که جامعۀ بینالمللی واکنش درخوری به سرکوب خونین جنبشهای اعتراضی مردم در ایران نشان ندهد. تظاهرات گهگاهی هواداران این سه جناح از اپوزیسیون جمهوری اسلامی به منظور جلب حمایت دولتهای غربی به ویژه ایالات متحد آمریکا به نتیجهای نینجامید.