Episode Details
Back to Episodesآیا ترامپ بدعهدی کرد و نتانیاهو را در برابر ایران تنها گذاشت؟
Description
امضای تفاهمنامه میان ایران و ایالات متحد آمریکا برای پایان دادن به جنگ و بازگشایی تنگۀ هرمز، در اسرائیل ناامیدی و تلخکامی شدیدی برانگیخته است. به نوشتۀ روزنامۀ اسرائیلی «معاریو»، به ما وعدۀ پیروزی کامل داده بودند و ما امروز با یک فاجعۀ تمام عیار روبه رو هستیم. یکی از تحلیلگران رادیو ارتش نیز تفاهمنامه را «شکست راهبردی» توصیف کرد.
مقامهای نظامی اسرائیل معتقدند که رئیسجمهور ایالات متحد آمریکا با امضای این تفاهمنامه نخست وزیر اسرائیل را در برابر عمل انجام شده قرار داده و اسرائیل را بهکل به حاشیه رانده است. گفته میشود او بار دیگر نتانیاهو را سرزنش کرده و او را «مردی سرسخت و ناسپاس» خوانده است. گویا نتانیاهو برای آنکه خشم دولت آمریکا را برضد خود برنینگیزد، ترجیح داده است پاسخی به ترامپ ندهد.
به گفتۀ یائیر لاپید، رهبر اپوزیسیون میانهرو، جای تأسف است که رئیس جمهور آمریکا با اسرائیل مانند یک کشور تحتالحمایه رفتار میکند که باید دربارۀ امنیت ملی خود از ایالات متحد دستور بگیرد. رژیم ایران پابرجاست و برنامههای آن در زمینۀ موشکهای بالستیک و صنعت هستهای همچنان ادامه دارد.
از دیدگاه اسرائیل، از جمله مسائلی که در این تفاهمنامه حل نشده باقی مانده، مسألۀ ۴۴۰ کیلوگرم اورانیوم غنیشده تا ۶۰ درصد است. به گفتۀ مقامهای اسرائیلی، این درصد از اورانیوم غنی شده در چند ماه میتواند به ۹۰ درصد برسد و اگر چنین اتفاقی بیفتد ایران میتواند ده بمب اتمی تولید کند.
گزارش مطبوعات وابسته به رژیم ایران دربارۀ این تفاهمنامه نشان میدهد که نگرانیهایهای دولت اسرائیل بیدلیل نیست. به نوشتۀ تابناک، این تفاهمنامه راهی برای مذاکرات آینده در جهت رسیدن به توافقی جامع میگشاید. درواقع، این تفاهمنامه خروجیِ دو جنگ اخیر با ایران است: جنگ ۱۲ روزۀ ژوئن ۲۰۲۵ و جنگ فوریه - مارس ۲۰۲۶. به نوشتۀ این سایت خبری- تحلیلی، دیپلماسی زمانی جدی شد که جنگ در عمل نتوانست به خواستههای آمریکا جامۀ عمل بپوشاند.
هدفهایی که رئیس جمهور آمریکا برای شروع تجاوز نظامی به ایران مطرح کرده بود، اینها بودند: «تغییر رژیم»، محدود کردن برنامۀ موشکی ایران، برچیدن برنامۀ هستهای ایران و قطع حمایت ایران از متحدان منطقهایاش. ناممکن بودن «تغییر رژیم» خیلی زود پس از گذشت دو هفته از جنگ آشکار شد هنگامی که ترامپ از گروههای کُرد ایرانی ساکن اقلیم کردستان عراق گلایه کرد و گفت : از ایدۀ حملۀ آنها به خاک ایران حمایت نمیکند.
به نوشتۀ تابناک، دربارۀ برنامۀ هستهای ایران دو موضوع برای دولت آمریکا و شخص ترامپ اهمیت داشت؛ یکی «غنی سازی صفر» و دیگری تصاحب یا منهدم کردن ذخایر اورانیوم غنی شده یا به تعبیر ترامپ «غبار هستهای». ترامپ پس از جنگ ۱۲ روزه مدعی شد که برنامۀ هستهای ایران را نابود کرده است. گزارشهای بعدیِ دولت آمریکا نشان داد که چنین اتفاقی نیفتاده است. بنابراین، مذاکره در دستور کار دولت آمریگا قرار گرفت تا آنچه را در عملیات نظامی نتوانسته بود به دست آوَرَد با مذاکره حاصل کند.
ایستادگی ایران در مذاکرات پیش از جنگ ۴۰ روزه، دولت آمریکا را به سوی جنگی دیگر کشاند تا تکلیف ایران را یکسره کند. آمریکا و اسرائیل پیشبینی میکردند با تجاوز نظامی مشترک، شورش خیابانی در ایران رخ خواهد دهد و نظام سرنگون خواهد شد. گویا این نقشه را «دیوید بارنیا»، رئیس وقت موساد، کشیده بود. اما این نقشه نیز به نوشتۀ تابناک، با دفاع موزاییکی و شبکۀ رهبری ایران و چابکی این شبکه به شکست انجامید.
ترامپ به هدف دیگرش نیز که محدود کردن برنامۀ موشکی ایران بود، نرسید. در جنگ ۴۰ روزه موشکها نشان دادند چه جایگاهی در دکترین نظامی ایران دارند. در متن تفاهمنامه، بر خلاف ادعای ترامپ، اشارهای به موضوع موشکی ایران نشده است. بنابراین، این موضوع نیز نشاندهندۀ شکست سومین هدف اعلام شدۀ ترامپ برای تجاوز به ایران است.
در زمینۀ هستهای نیز آنچه ترامپ میخواست «غنی سازی صفر» بود و تجاوز نظامی او در ژوئن ۲۰۲۵ بیشتر با این هدف انجام گرفت. اما او پس از امضای تفاهمنامه اعلام کرد که برپایۀ هر توافق نهایی، ایران غنیسازی اورانیوم را با درصد پایین انجام خواهد داد تا ارتش نتواند از آن استفاده کند. به نوشتۀ تابناک، اگرچه ترامپ دوست ندارد تفاهم او با برجام مقایسه شود اما به نظر نمیرسد این تفاهم چیزی فراتر از برجام باشد.
هدف اعلام شدۀ دیگر ترامپ برای تجاوز به ایران تغییر سیاست منطقهای ایران و قطع حمایت از «نیروهای نیابتی» بود. به نوشتۀ تابناک، این موضوع نه تنها در تفاهم نامه نیامده، بلکه تأکید این تفاهمنامه بر توقف جنگ در تمام جبههها نشان دهندۀ پذیرش نفوذ منطقهای ایران