Episode Details
Back to Episodesچرا جمهوری اسلامی ایران تسلیم نمیشود؟
Description
جنگ کنونی اسرائیل و آمریکا با جمهوری اسلامی ایران با حملات هوایی به اقامتگاه رسمی و محل کار رهبر جمهوری اسلامی که به آن «بیت رهبری» میگفتند، آغاز شد. فرض این بود که با حذف ناگهانیِ علی خامنهای پایههای قدرت فروخواهد ریخت. اما چنین نشد. سرچشمۀ این پنداشت نادرست تجربۀ سقوط نظامهای سیاسی در لیبی پس از کشته شدن معمر قذافی و در سوریه پس از فرار بشار اسد بود. گمان میرفت در ایران نیز مانند لیبی و سوریه هستی نظام به هستی یک فرد وابسته است.
این گمان را بعضی از مخالفان ایرانیِ جمهوری اسلامی نیز شایع کرده بودند بهویژه آن دسته از مخالفان که در گذشته به نوعی با جمهوری اسلامی مربوط بودند. شکی نیست که مرگ علی خامنهای برای جمهوری اسلامی ضربۀ سنگینِ تاریخی بود. با این حال، پس از مرگ او و به رغم ضربههای سنگین دیگر، رژیم به حیات خود ادامه داد. بسیاری از تحلیلگران به ویژه تحلیلگران غربی از سالها پیش میگفتند که رهبران جمهوری اسلامی ایران با توجه به تجربۀ سقوط نظامهای سیاسی در کشورهای منطقه از جمله در ایران، نظام سیاسی خود را برای مقابله با بحرانهایی از این دست سازماندهی کرده اند تا از فروپاشی ناگهانی آن جلوگیری کنند.
جمهوری اسلامی ساختاری پیچیده و در هم تنیده دارد. در این نظام، قدرت میان چندین نهاد مذهبی، سیاسی و نظامی توزیع شده است. به گفتۀ بسیاری از کارشناسان، این مدل برای حفظ رژیم و پایداری آن در شرایط بحرانی بهویژه پس از ناپدید شدن رهبر اصلی آن یا فرماندهان درجه اول نظامی طراحی شده است.
فهرست ترورهای هدفمندِ مقامهای بلندپایۀ رژیم از همان آغاز جنگ چنان طولانی شد که بسیاری از ناظران خارجی حتی خود ایرانیان شگفتزده بودند از اینکه رژیم به حیات خود ادامه میدهد. در سه هفتۀ گذشته رهبر جمهوری اسلامی و مشاور او، دبیر شورای عالی امنیت ملی، فرمانده سپاه پاسداران، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح، وزیر دفاع، رئیس اطلاعات نیروی انتظامی، فرمانده سازمان بسیج و بسیاری دیگر از فرماندهان نظامی کشته شدند، اما رژیم هنوز تسلیم نشده است.
در یکی دو هفتۀ اول جنگ بسیاری از ناظران غربی سقوط نزدیک رژیم را پیشبینی میکردند بیآنکه از توانایی آن برای سازگار شدن با بحران کنونی آگاهی داشته باشند. به نوشتۀ مجلۀ «فارین پالیسی»، جمهوری اسلامی برای گذار از بحرانهای بزرگ سازمان یافته است. چندین مرکز قدرت در آن وجود دارد که وابسته به هم و پشتیبان هم اند. هنگامی که خطر کلیت نظام را تهدید میکند، شبکههای سیاسی، مذهبی و نظامی یکدیگر را تقویت میکنند.
یکی از عناصر کلیدیِ پایداری رژیم در اوضاع و احوال کنونی، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است. وظیفۀ اصلی این سازمان که اندکی پس از انقلاب ۱۳۵۷ ایجاد شد، پاسداری از نظام و تضمین بقای آن است. سپاه پاسداران اساسیترین نیروی نظامی، بزرگترین قدرت اقتصادی و پرنفوذترین بازیگر سیاسی در جمهوری اسلامی است. هماکنون، رهبری کشور، راهبرد نظامی و مهار اوضاع داخلی، همه در دست سپاه پاسداران است.
به گفتۀ «اِلوئیز فایه»، پژوهشگر مؤسسۀ روابط بینالملل فرانسه و مدیر برنامۀ پژوهشی در زمینۀ بازدارندگی و اشاعه هستهای، ایران دهههاست خود را برای چنین وضعی آماده کرده است. سپاه پاسداران هنوز میتواند شبکۀ شبهنظامیان خود را در منطقه سازماندهی و فعال کند و به حملات خود ادامه دهد.
به گفتۀ این پژوهشگر، اهداف آمریکا و اسرائیل در این جنگ پیوسته تغییر میکند. ما هنوز نمیفهمیم اسرائیل و آمریکا به طور مشخص به دنبال چیستند. با ادامۀ جنگ، بحرانی هم در روایت سیاسی دو کشور آمریکا و اسرائیل دربارۀ این درگیری آشکار شد. اعلام زودهنگام پیروزی راه را برای یک جنگ فرسایشی هموار میکند. حملات شبهنظامیان طرفدار ایران به پایگاههای آمریکایی و نیروهای محلی عراق نشاندهندۀ وضع بسیار پیچیدهای است.
در نبود یک استراتژی روشن، اعلام زودهنگام پیروزی میتواند در میانمدت آتش درگیری تازهای را شعلهور کند. سرنوشت این جنگ به سه عامل کلیدی و تعیین کننده وابسته است: امنیت تنگۀ هرمز، پیامدهای اقتصادی جنگ در سطح جهانی و گسترش منطقهای جنگ. در حال حاضر، مهار این سه عامل در دست ایران است.
سپاه پاسداران به پنج شاخه تقسیم شده است: نیروی زمینی، نیروی هوایی، نیروی دریایی، نیروی قدس و سازمان بسیج. تنها در نیروی زمینیِ سپاه ۱۶۵ هزار نظامی فعالیت میکنند. نیمی از اقتصاد کشور در دست سپاه است. ده در صد از نیروی سپاه در بخش اقتصاد فعال است. سازمان بسیج که یکی از وظایفش حفظ امنیت داخلی است، بیش از یک میلیون عضو دارد.
گفته میشود جمهوری اسلامی دوازده سیستم اطلاعاتی و امنیتی دارد که مانند نظامهای تو در توی مافیایی کار میکنن