Episode Details
Back to Episodes
لبش میبوسم و درمیکشم می ۴۳۱
Season 5
Published 6 months ago
Description
غزل نمره ۴۳۱
مفاعیلن مفاعیلن مفاعیل
لبش میبوسم و درمیکشم می
به آب زندگانی بردهام پی
نه رازش میتوانم گفت با کس
نه کس را میتوانم ديد با وی
لبش میبوسد و خون میخورد جام
رخش میبيند و گل میکند خوی
بده جام می و از جم مکن ياد
که میداند که جم کی بود و کی کی؟
بزن در پرده چنگ ای ماه مطرب
رگش بخراش تا بخروشم از وی
گل از خلوت به باغ آورد مسند
بساط زهد همچون غنچه کن طی
چو چشمش مست را مخمور مگذار
به ياد لعلش ای ساقی بده می
نجويد جان از آن قالب جدایی
که باشد خون جامش در رگ و پی
زبانت درکش ای حافظ زمانی
حديث بیزبانان بشنو از نی
Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations