Episode Details
Back to Episodes
منم که شهرهی شهرم به عشق ورزیدن ۳۹۳
Season 5
Published 7 months, 4 weeks ago
Description
غزل نمره ۳۹۳
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن
منم که شهرهی شهرم به عشق ورزيدن
منم که ديده نيالودم به بد ديدن
وفا کنيم و ملامت کشيم و خوش باشيم
که در طريقت ما کافریست رنجيدن
به پير ميکده گفتم که چيست راه نجات
بخواست جام می و گفت عيب پوشيدن
مراد دل ز تماشای باغ عالم چيست
به دست مردم چشم از رخ تو گل چيدن
به میپرستی از آن نقش خود زدم بر آب
که تا خراب کنم نقشخودپرستيدن
به رحمت سر زلف تو واثقم ور نه
کشش چو نبود از آن سو چه سود کوشيدن
عنان به ميکده خواهيم تافت زين مجلس
که وعظ بیعملان واجب است نشنيدن
ز خط يار بياموز مهر با رخ خوب
که گرد عارض خوبان خوش است گرديدن
مبوس جز لب ساقی و جام می حافظ
که دست زهدفروشان خطاست بوسيدن
Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations