Episode Details

Back to Episodes
افسر سلطان گل پیدا شد از طرف چمن ۳۹۰

افسر سلطان گل پیدا شد از طرف چمن ۳۹۰

Season 5 Published 8 months ago
Description

«««««🍷می‌بهـا»»»»»

غزل نمره ۳۹۰

فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلان


افسر سلطان گل پيدا شد از طرف چمن

مقدمش يا رب مبارک باد بر سرو و سمن

خوش به جای خويشتن بود اين نشست خسروی

تا نشيند هر کسی اکنون به جای خويشتن

خاتم جم را بشارت ده به حسن خاتمت

کاسم اعظم کرد از او کوتاه دست اهرمن

تا ابد معمور باد اين خانه کز خاک درش

هر نفس با بوی رحمان می‌وزد باد يمن

شوکت پور پشنگ و تيغ عالمگير او

در همه شهنامه‌ها شد داستان انجمن

خنگ چوگانی چرخت رام شد در زير زين

شهسوارا چون به ميدان آمدی گویی بزن

جويبار ملک را آب روان شمشير توست

تو درخت عدل بنشان بيخ بدخواهان بکن

بعد از اين نشگفت اگر با نکهت خلق خوشت

خيزد از صحرای ايذج نافه‌ی مشک ختن

گوشه‌گيران انتظار جلوه‌ی خوش می‌کنند

برشکن طرف کلاه و برقع از رخ بر فکن

مشورت با عقل کردم گفت حافظ می بنوش

ساقيا می ده به قول مستشار موتمن

ای صبا بر ساقی بزم اتابک عرضه دار

تا از آن جام زرافشان جرعه‌ای بخشد به من



Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations
Listen Now

Love PodBriefly?

If you like Podbriefly.com, please consider donating to support the ongoing development.

Support Us