Episode Details
Back to Episodes
سرم خوش است و به بانگ بلند میگویم ۳۷۹
Season 5
Published 8 months, 2 weeks ago
Description
غزل نمره ۳۷۹
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن
سرم خوش است و به بانگ بلند میگويم
که من نسيم حيات از پياله میجويم
عبوس زهد به وجه خمار ننشيند
مريد حلقهی دردیکشان خوشخويم
شدم فسانه به سرگشتگی که ابروی دوست
کشيد در خم چوگان خويش چون گويم
گرم نه پير مغان در به روی بگشايد
کدام در بزنم چاره از کجا جويم؟
مکن در اين چمنم سرزنش به خودرویی
چنان که پرورشم میدهند میرويم
تو خانقاه و خرابات در ميانه مبين
خدا گواست که هر جا که هست با اويم
غبار راهِ طلب کيميای بهروزیست
غلام دولت آن خاک عنبرين بويم
ز شوق نرگس مست بلندبالایی
چو لاله با قدح افتاده بر لب جويم
نصیحتم چه کنی ناصحا چو میدانی
که من نه معتقد مرد عافیتجویم
بيار می که به فتوای حافظ از دل پاک
غبار زرق به فيض قدح فروشويم
Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations