Season 5
غزل نمره ۳۵۸
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن
غم زمانه که هيچش کران نمیبينم
دواش جز می چون ارغوان نمیبينم
به ترک خدمت پير مغان نخواهم گفت
چرا که مصلحت خود در آن نمیبينم
ز آفتاب قدح ارتفاع عيش بگير
چرا که طالع وقت آن چنان نمیبينم
نشان اهل خدا عاشقیست با خود دار
که در مشايخ شهر اين نشان نمیبينم
بدين دو ديدهی حيران من هزار افسوس
که با دو آينه رويش عيان نمیبينم
قد تو تا بشد از جويبار ديدهی من
به جای سرو جز آب روان نمیبينم
در اين خمار کسم جرعهای نمیبخشد
فغان که اهل دلی در ميان نمیبينم
نشان موی ميانش که دل در او بستم
ز من مپرس که خود در ميان نمیبينم
من و سفينهی حافظ که جز در اين دريا
بضاعت سخن درفشان نمیبينم
Published on 1 week, 5 days ago
If you like Podbriefly.com, please consider donating to support the ongoing development.
Donate