Episode Details
Back to Episodes
گرم از دست برخیزد که با دلدار بنشینم ۳۵۶
Description
غزل نمره ۳۵۶
مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن
گرم از دست برخيزد که با دلدار بنشينم
ز جام وصل می نوشم ز باغ عيش گل چينم
شراب تلخ صوفیسوز بنيادم بخواهد برد
لبم بر لب نه ای ساقی و بستان جان شيرينم
مگر ديوانه خواهم شد در اين سودا که شب تا روز
سخن با ماه میگويم پری در خواب میبينم
لبت شکر به مستان داد و چشمت می به ميخواران
منم کز غايت حرمان نه با آنم نه با اينم
چو هر خاکی که باد آورد فيضی برد از انعامت
ز حال بنده ياد آور که دولتخواه ديرينم
نه هر کو نقش نظمی زد کلامش دلپذير افتد
تذرو طرفه من گيرم که چالاک است شاهينم
اگر باور نمیداری رو از صورتگر چين پرس
که مانی نسخه میخواهد ز نوک کلک مشکينم
رموز مستی و رندی ز من بشنو نه از حافظ
که با جام و قدح هر دم نديم ماه و پروينم
وفاداری و حقگویی نه کار هر کسی باشد
غلام آصف ثانی جلال الحق و الدينم
Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations