Episode Details
Back to Episodes
به عزم توبه سحر گفتم استخاره کنم ۳۵۰
Season 5
Published 9 months, 4 weeks ago
Description
غزل نمره ۳۵۰
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن
به عزم توبه سحر گفتم استخاره کنم
بهار توبهشکن میرسد چه چاره کنم؟
سخن درست بگويم نمیتوانم ديد
که می خورند حريفان و من نظاره کنم
چو غنچه با لب خندان به ياد مجلس شاه
پياله گيرم و از شوق جامه پاره کنم
به دور لاله دماغ مرا علاج کنيد
گر از ميانهی بزم طرب کناره کنم
ز روی دوست مرا چون گل مراد شکفت
حوالهی سر دشمن به سنگ خاره کنم
گدای ميکدهام ليک وقت مستی بين
که ناز بر فلک و حکم بر ستاره کنم
مرا که نيست ره و رسم لقمهپرهيزی
چرا ملامت رند شرابخواره کنم؟
به تخت گل بنشانم بتی چو سلطانی
ز سنبل و سمنش ساز طوق و ياره کنم
ز باده خوردن پنهان ملول شد حافظ
به بانگ بربط و نی رازش آشکاره کنم
Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations