Episode Details
Back to Episodes
خیال روی تو چون بگذرد به گلشن چشم ۳۳۹
Season 5
Published 10 months, 2 weeks ago
Description
غزل نمره ۳۳۹
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن
خيال روی تو چون بگذرد به گلشن چشم
دل از پی نظر آيد به سوی روزن چشم
سزای تکيهگهت منظری نمیبينم
منم ز عالم و اين گوشهی معين چشم
بيا که لعل و گهر در نثار مقدم تو
ز گنجخانهی دل میکشم به مخزن چشم
سحر سرشک روانم سر خرابی داشت
گرم نه خون جگر میگرفت دامن چشم
نخستروز که ديدم رخ تو دل میگفت
اگر رسد خللی خون من به گردن چشم
به بوی مژدهی وصل تو تا سحر شب دوش
به راه باد نهادم چراغ روشن چشم
به مردمی که دل دردمند حافظ را
مزن به ناوک دلدوز مردمافکن چشم
Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations