Episode Details
Back to Episodes
گر دست رسد در سر زلفين تو بازم ۳۳۴
Season 5
Published 10 months, 3 weeks ago
Description
غزل نمره ۳۳۴
مفعول و مفاعیل و مفاعیل و فعولن
گر دست رسد در سر زلفين تو بازم
چون گوی چه سرها که به چوگان تو بازم
زلف تو مرا عمر عزیز است ولی نيست
در دست سر مویی از آن عمر درازم
پروانهی راحت بده ای دوست که امشب
از آتش دل پيش تو چون شمع گدازم
آن دم که به يک خنده دهم جان چو صراحی
مستان تو خواهم که گزارند نمازم
چون نيست نماز من آلوده نمازی
در ميکده زان کم نشود سوز و گدازم
در مسجد و ميخانه خيالت اگر آيد
محراب و کمانچه ز دو ابروی تو سازم
گر خلوت ما را شبی از رخ بفروزی
چون صبح در آفاق جهان سر بفرازم
محمود بود عاقبت کار در اين راه
گر سر برود در سر سودای ايازم
حافظ غم دل با که بگويم که در اين دور
جز جام نشايد که بود محرم رازم
Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations