Episode Details

Back to Episodes
بیژن الهی | به سلمی (دفنِ سراشیب‌ها)

بیژن الهی | به سلمی (دفنِ سراشیب‌ها)

Season 1 Published 1 year, 3 months ago
Description

▨ شعر: به سلمی (دفنِ سراشیب‌ها)

▨ شاعر: بیژن الهی

▨ با صدای: شهروز

▨ پالایش و تنظیم: شهروز

_________

حامی‌ی دور بوده‌ام از نورْ حالتی

قدرتی داشته‌ام  آری

چون مردگان که قادرند ولی نه جُز به لطافتی

حامیند اگر پا سَرْشان نه جُز چُو علف بُگْذاری


راه از میانِ علف گرفته‌ام

که راه پوش و راه افزاست:

راههای فراوانِ رفته‌ام

که بُرده‌ام به جا و نبُرده‌ام هیچ جا

اما عزیزم سَلْما

می‌خواستم کجا رسید

کنار این همه هرزابها

که سفر می‌کنند و برق می‌زنند

که برق می‌زنند در قلبِ علفها و ناپدید…


مرا دفنِ سراشیبها کنید که تنها

نَمی از بارانها به من رسد اما

سیلابه‌اش از سر گُذَر کند


مثل عمری که داشتم.

از کتاب «دیدن»، انتشارات بیدگل، صفحه‌ی۱۹۹ 

سروده شده در نوروز ۱۳۵۱، باغ وکیل آباد 

───────♪ ───────

بیژن الهی جز شاعرانی است که متاسفانه هیچ قطعه ای با صدای خودش در دست نیست. از سویی جایگاه مهم او در شعر مدرن ایران، غیرقابل‌انکار است. به همین دلیل بر آن شدم تا تعدادی از آثار این شاعر را با صدای خودم اجرا کنم، تا جای او و شعرهایش، در بین شاعران معاصر خالی نماند

Listen Now

Love PodBriefly?

If you like Podbriefly.com, please consider donating to support the ongoing development.

Support Us