Episode Details
Back to Episodes
بعد از این دست من و دامن آن سرو بلند ۱۸۱
Season 5
Published 1 year, 6 months ago
Description
غزل نمره ۱۸۱
فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن
بعد از اين دست من و دامن آن سرو بلند
که به بالای چمان از بن و بيخم برکند
حاجت مطرب و می نيست تو برقع بگشا
که به رقص آوردم آتش رويت چو سپند
هيچ رویی نشود آينهی حجله بخت
مگر آن روی که مالند در آن سم سمند
گفتم اسرار غمت هر چه بود گو میباش
صبر از اين بيش ندارم چه کنم تا کی و چند
مکش آن آهوی مشکين مرا ای صياد
شرم از آن چشم سيه دار و مبندش به کمند
من خاکی که از اين در نتوانم برخاست
از کجا بوسه زنم بر لب آن قصر (سرو) بلند
باز مستان دل از آن گيسوی مشکين حافظ
زان که ديوانه همان به که (بماند در بند) بود اندر بند
Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations