Episode Details
Back to Episodes
۴ دلیلی برای اینکه قبر عیسی خالی دیده شد
Episode 87
Published 3 years, 5 months ago
Description
آیا قبر عیسای ناصری بعد از به صلیب کشیده شدنش خالی شده بود؟ اگر چنین نباشد، مسیحیت بزرگترین دروغ تاریخ است. پولس رسول میگوید “اگر مسیح از مردگان قیام نکرده باشد، ایمان شما بیهوده است و همچنان در گناهانتان هستید (اول قرنتیان ۱۷:۱۵). درحالیکه جنبه تاریخی قبر خالی به تنهایی رستاخیز را اثبات نمیکند، اما در اینکار نقش مهمی دارد.
در اول قرنتیان ۳:۱۵-۷ پولس اولین اعتقادنامه شناخته شده کلیسای مسیحی را بیان میکند:«آنچه را كه به من رسیده بود یعنی مهمترین حقایق انجیل را به شما سپردم و آن این است كه مطابق پیشگوییهای تورات و نوشتههای انبیا، مسیح برای گناهان ما مرد و مدفون شد و نیز بر طبق کتابمقدّس در روز سوم زنده گشت و بعد خود را به پطرس و پس از آن به دوازده رسول ظاهر ساخت و یکبار هم به بیش از پانصد نفر از پیروان دیگر ظاهر شد، كه اغلب آنها تا امروز زندهاند ولی بعضی مردهاند. بعد از آن یعقوب و سپس تمام رسولان او را دیدند.»کلمات “رسیده” و “سپردم” نشان میدهد که پولس متکی بر یک سنت شفاهی بوده است. او این نامه را در میانه دهه پنجاهم نوشته است. بنابراین این اعتقادنامه باید قدمت بیشتری داشته باشد. اگر عیسی در حدود سال سی درگذشته باشد، قدمت این عقیده حداکثر به ۲۵ سال بعد از مرگ عیسی برمیگردد. علاوه بر این، شواهد خوبی وجود دارند که نشان میدهد پولس این اعتقادنامه را از رهبران کلیسا در اورشلیم در دهه سیام دریافت کرده و این مبادله در غلاطیان ۱۸:۱-۲۰ ثبت شده است. بسیاری از مورخان عهد جدید مانند بارت ارمن[1]، جیمز دان[2] و گرد لودمان[3] تاریخ ایجاد این اعتقادنامه را بین دو تا پنج سال پس از مرگ مسیح میدانند. گرد لودمان چنین میگوید: “عناصر موجود در سنت متعلق به دو سال یا حداکثر سه سال اول پس از به صلیب کشیده شدن مسیح میباشد… تشکیل سنتهای ظهوری در اول قرنتیان ۳:۱۵-۸ در فاصله زمانی بین سالهای ۳۰ تا ۳۳ میلادی جا میگیرند.”در طی سه سال پس از مرگ مسیح، کلیسای اولیه اعتقادنامهای مبنی بر تایید رستاخیز جسمانی مسیح از مردگان را منتشر کرد. و شما نمیتوانید رستاخیز جسمانی را تایید کنید مگر قبر خالی را تایید کنید.۲. پیکر عیسی در اورشلیم به خاک سپرده شد.
چه اهمیتی دارد؟ این نکته چگونه به ما کمک میکند؟ فکرش را بکنید که مسیحیت از کجا آغاز شده است؟ از اورشلیم.شاگردان رفتند و پیام مسیح قیام کرده را در همان شهری که عیسی در برابر عموم به صلیب کشیده شد و دفن گردید موعظه کردند. این حرکت ماهیگیران یاغی را به سادگی میشد با رفتن به قبر عیسی و بیرون کشیدن پیکرش و دروغگو خواندن پیروان عیسی از میان برد. هم رومیان و هم یهودیان از این گروه جدید پیروان عیسی متنفر بودند و در صورت خالی نبودن قبر به راحتی میتوانستند بقایای بدن عیسی را برای دفع جنبش مسیحی ارائه کنند.ولی هرگز چنین اتفاقی رخ نداد. پیکر عیسی هرگز برای تضعیف جنبش پیروان عیسی از قبر بیرون کشیده نشد و هیچ روایت عکسی مبنی بر اینکه پیکر همچنان در قبر باقی مانده بود نیز وجود ندارد.۳. قبر عیسی برای اولین بار توسط زنان خالی یافت شد.
برای درک کامل این واقعیت، بیایید نگاهی به نگرش نسبت به زنان در قرن اول میلادی در فلسطین داشته باشیم.جوزیفوس[4] میگوید: ولی اجازه ندهید که شهادت زنان به خاطر سبکسری و جسارت جنسیشان و شهادت خادمان به خاطر نادانی روحانیشان جایی پذیرفته شود. چرا که احتمالا یا به امید جلب توجه و یا ترس از مجازات حقیقت را نگویند.براساس تلمود (روش هاشانا[5]): شهادتی که یک زن میدهد اعتباری ندارد، همچنین پیشنهاد زنان به نوبه خود معتبر نیستند. این یعنی کسی که از نظر خاخام دزد شناخته میشود به اندازه یک زن صلاحیت شهادت دادن دارد.براساس تلمود (سوتاه[6]): بگذارید قبل از اینکه کلامی از قانون به زنان برسد، در آتش بسوزند.کلماتی بسیار تند. در فلسطین قرن یکم کسی روز بینالمللی زن را جشن نمیگرفت.زنان شاهدان معتبری محسوب نمیشدن
در اول قرنتیان ۳:۱۵-۷ پولس اولین اعتقادنامه شناخته شده کلیسای مسیحی را بیان میکند:«آنچه را كه به من رسیده بود یعنی مهمترین حقایق انجیل را به شما سپردم و آن این است كه مطابق پیشگوییهای تورات و نوشتههای انبیا، مسیح برای گناهان ما مرد و مدفون شد و نیز بر طبق کتابمقدّس در روز سوم زنده گشت و بعد خود را به پطرس و پس از آن به دوازده رسول ظاهر ساخت و یکبار هم به بیش از پانصد نفر از پیروان دیگر ظاهر شد، كه اغلب آنها تا امروز زندهاند ولی بعضی مردهاند. بعد از آن یعقوب و سپس تمام رسولان او را دیدند.»کلمات “رسیده” و “سپردم” نشان میدهد که پولس متکی بر یک سنت شفاهی بوده است. او این نامه را در میانه دهه پنجاهم نوشته است. بنابراین این اعتقادنامه باید قدمت بیشتری داشته باشد. اگر عیسی در حدود سال سی درگذشته باشد، قدمت این عقیده حداکثر به ۲۵ سال بعد از مرگ عیسی برمیگردد. علاوه بر این، شواهد خوبی وجود دارند که نشان میدهد پولس این اعتقادنامه را از رهبران کلیسا در اورشلیم در دهه سیام دریافت کرده و این مبادله در غلاطیان ۱۸:۱-۲۰ ثبت شده است. بسیاری از مورخان عهد جدید مانند بارت ارمن[1]، جیمز دان[2] و گرد لودمان[3] تاریخ ایجاد این اعتقادنامه را بین دو تا پنج سال پس از مرگ مسیح میدانند. گرد لودمان چنین میگوید: “عناصر موجود در سنت متعلق به دو سال یا حداکثر سه سال اول پس از به صلیب کشیده شدن مسیح میباشد… تشکیل سنتهای ظهوری در اول قرنتیان ۳:۱۵-۸ در فاصله زمانی بین سالهای ۳۰ تا ۳۳ میلادی جا میگیرند.”در طی سه سال پس از مرگ مسیح، کلیسای اولیه اعتقادنامهای مبنی بر تایید رستاخیز جسمانی مسیح از مردگان را منتشر کرد. و شما نمیتوانید رستاخیز جسمانی را تایید کنید مگر قبر خالی را تایید کنید.۲. پیکر عیسی در اورشلیم به خاک سپرده شد.
چه اهمیتی دارد؟ این نکته چگونه به ما کمک میکند؟ فکرش را بکنید که مسیحیت از کجا آغاز شده است؟ از اورشلیم.شاگردان رفتند و پیام مسیح قیام کرده را در همان شهری که عیسی در برابر عموم به صلیب کشیده شد و دفن گردید موعظه کردند. این حرکت ماهیگیران یاغی را به سادگی میشد با رفتن به قبر عیسی و بیرون کشیدن پیکرش و دروغگو خواندن پیروان عیسی از میان برد. هم رومیان و هم یهودیان از این گروه جدید پیروان عیسی متنفر بودند و در صورت خالی نبودن قبر به راحتی میتوانستند بقایای بدن عیسی را برای دفع جنبش مسیحی ارائه کنند.ولی هرگز چنین اتفاقی رخ نداد. پیکر عیسی هرگز برای تضعیف جنبش پیروان عیسی از قبر بیرون کشیده نشد و هیچ روایت عکسی مبنی بر اینکه پیکر همچنان در قبر باقی مانده بود نیز وجود ندارد.۳. قبر عیسی برای اولین بار توسط زنان خالی یافت شد.
برای درک کامل این واقعیت، بیایید نگاهی به نگرش نسبت به زنان در قرن اول میلادی در فلسطین داشته باشیم.جوزیفوس[4] میگوید: ولی اجازه ندهید که شهادت زنان به خاطر سبکسری و جسارت جنسیشان و شهادت خادمان به خاطر نادانی روحانیشان جایی پذیرفته شود. چرا که احتمالا یا به امید جلب توجه و یا ترس از مجازات حقیقت را نگویند.براساس تلمود (روش هاشانا[5]): شهادتی که یک زن میدهد اعتباری ندارد، همچنین پیشنهاد زنان به نوبه خود معتبر نیستند. این یعنی کسی که از نظر خاخام دزد شناخته میشود به اندازه یک زن صلاحیت شهادت دادن دارد.براساس تلمود (سوتاه[6]): بگذارید قبل از اینکه کلامی از قانون به زنان برسد، در آتش بسوزند.کلماتی بسیار تند. در فلسطین قرن یکم کسی روز بینالمللی زن را جشن نمیگرفت.زنان شاهدان معتبری محسوب نمیشدن