Episode Details
Back to Episodes
یونس نبی گمشده
Episode 37
Published 4 years ago
Description
من هم مثل بیشتر کسانی که در یک خانواده مذهبی بزرگ شدهاند در کودکی با داستان یونس آشنا شدم. بهعنوان خادمی که کتاب مقدس را تعلیم میدهد، در مورد این کتاب کوتاه هنوز در حیرت و تعجب هستم. تعدادی از مضمونهای این کتاب برای مفسر چالشبرانگیز است. به نظر میرسد موضوعهای بسیاری را در خود دارد.
داستان یونس خواننده را اغوا میکند تا آن را بهعنوان افسانهای ساده بپذیرد و داستان ماهی بزرگ را بهعنوان نقطه اوج دراماتیک آن، غیرقابل باور بداند. خوانندگانِ حرفهای و دقیق نیز آن را اثری ادبی و نوآورانه میدانند که ماهرانه نوشته شده است.چهار بخش کتاب یونس دو واقعه را تعریف میکند. در بخشهای اول و دوم، دستوری از طرف خداوند به یونس داده میشود که او موفق به اطاعت از آن نمیشود. در بخشهای سوم و چهارم دوباره فرمانی به او داده میشود که این بار آن را انجام میدهد. این دو واقعه، بهصورت کامل و موازی در جدول زیر ارائه شده است.با وجود پختگی و پیراستگی ادبی متن، هنوز تعداد زیادی از خوانندگان امروزی این اثر را رد میکنند، زیرا داستان به ما میگوید یونس زمانی که بهوسیله «ماهی بزرگ» بلعیده شد، از توفان نجات پیدا کرد (یونس ۱۷:۱). پاسخ شما به این پرسش، به چگونه خواندن بقیه کتاب مقدس بستگی خواهد داشت.اگر شما وجود خدا و رستاخیز مسیح را بپذیرید، که معجزهای بس بزرگتر هستند، پس مشکل خاصی در خواندن داستان یونس ندارید. مطمئناً امروز افراد زیادی معتقدند تمام معجزهها غیرممکن هستند، اما این فقط یک تردید و بدبینی است؛ باوری که نمیتوان آن را ثابت کرد. نه فقط این، بلکه در داستان شواهدی وجود دارد که نشان میدهد این معجزات زادهٔ تخیلات نویسنده نیست. نویسندهای که داستانهای افسانهای مینویسد، اغلب عناصر ماورای طبیعی را بهمنظور ایجاد هیجان یا نمایش و جلب توجه خواننده به داستان اضافه میکند، در حالی که در داستان یونس، رویدادها با این روش، برجسته و مهم نشدهاند. تنها در دو آیه کوتاه به ماهی اشاره شده است و هیچ توضیح کاملی وجود ندارد. همچنین داستان بیشتر بهعنوان یک واقعیت ساده از آنچه اتفاق افتاده بود، روایت شده است. بنابراین بیایید توسط ماهی گمراه نشویم.ساختار دقیق کتاب، نکات ظریفی از پیام نویسنده را آشکار میکند. هر دو بخش نشان میدهند چگونه یونس، ایماندارِ وفادارِ مذهبی، به افرادی که از نظر نژاد و مذهب با او تفاوت داشتند، احترام میگذارد و با آنها ارتباط برقرار میکند. کتاب یونس بینشهایی درباره محبت خداوند نسبت به جوامع و افرادی را نشان میدهد که ورای اجتماع ایمانداران هستند. همچنین درباره مخالفتش با ملیگرایی مسموم و تحقیر اقلیتهای نژادی؛ و نیز درباره اینکه چگونه میشود با وجود قدرت نافذ و اجتنابناپذیر بتپرستی در زندگی و قلب خود، همواره «در ماموریت» باشیم.درک این بینشها میتواند ما را به فردی پلساز، صلحطلب و آشتیدهنده تبدیل کند. امروز به چنین افرادی بسیار نیاز هست.الهیات یونس
برای درک همه این درسها در روابط اجتماعیمان، باید بدانیم که آموزش اصلی کتاب، جامعهشناسی نیست، بلکه الهیات است. یونس خدای ساخته خودش را میخواهد؛ خدایی که بهسادگی آدمهای بد را میکشد و آدمهای خوب را برکت میدهد؛ برای نمونه، یونس و قومش. زمانی که خدای واقعی ـ نه خدای جعلی یونس ـ حضور مییابد، یونس دائم دچار خشم یا نومیدی میشود
داستان یونس خواننده را اغوا میکند تا آن را بهعنوان افسانهای ساده بپذیرد و داستان ماهی بزرگ را بهعنوان نقطه اوج دراماتیک آن، غیرقابل باور بداند. خوانندگانِ حرفهای و دقیق نیز آن را اثری ادبی و نوآورانه میدانند که ماهرانه نوشته شده است.چهار بخش کتاب یونس دو واقعه را تعریف میکند. در بخشهای اول و دوم، دستوری از طرف خداوند به یونس داده میشود که او موفق به اطاعت از آن نمیشود. در بخشهای سوم و چهارم دوباره فرمانی به او داده میشود که این بار آن را انجام میدهد. این دو واقعه، بهصورت کامل و موازی در جدول زیر ارائه شده است.با وجود پختگی و پیراستگی ادبی متن، هنوز تعداد زیادی از خوانندگان امروزی این اثر را رد میکنند، زیرا داستان به ما میگوید یونس زمانی که بهوسیله «ماهی بزرگ» بلعیده شد، از توفان نجات پیدا کرد (یونس ۱۷:۱). پاسخ شما به این پرسش، به چگونه خواندن بقیه کتاب مقدس بستگی خواهد داشت.اگر شما وجود خدا و رستاخیز مسیح را بپذیرید، که معجزهای بس بزرگتر هستند، پس مشکل خاصی در خواندن داستان یونس ندارید. مطمئناً امروز افراد زیادی معتقدند تمام معجزهها غیرممکن هستند، اما این فقط یک تردید و بدبینی است؛ باوری که نمیتوان آن را ثابت کرد. نه فقط این، بلکه در داستان شواهدی وجود دارد که نشان میدهد این معجزات زادهٔ تخیلات نویسنده نیست. نویسندهای که داستانهای افسانهای مینویسد، اغلب عناصر ماورای طبیعی را بهمنظور ایجاد هیجان یا نمایش و جلب توجه خواننده به داستان اضافه میکند، در حالی که در داستان یونس، رویدادها با این روش، برجسته و مهم نشدهاند. تنها در دو آیه کوتاه به ماهی اشاره شده است و هیچ توضیح کاملی وجود ندارد. همچنین داستان بیشتر بهعنوان یک واقعیت ساده از آنچه اتفاق افتاده بود، روایت شده است. بنابراین بیایید توسط ماهی گمراه نشویم.ساختار دقیق کتاب، نکات ظریفی از پیام نویسنده را آشکار میکند. هر دو بخش نشان میدهند چگونه یونس، ایماندارِ وفادارِ مذهبی، به افرادی که از نظر نژاد و مذهب با او تفاوت داشتند، احترام میگذارد و با آنها ارتباط برقرار میکند. کتاب یونس بینشهایی درباره محبت خداوند نسبت به جوامع و افرادی را نشان میدهد که ورای اجتماع ایمانداران هستند. همچنین درباره مخالفتش با ملیگرایی مسموم و تحقیر اقلیتهای نژادی؛ و نیز درباره اینکه چگونه میشود با وجود قدرت نافذ و اجتنابناپذیر بتپرستی در زندگی و قلب خود، همواره «در ماموریت» باشیم.درک این بینشها میتواند ما را به فردی پلساز، صلحطلب و آشتیدهنده تبدیل کند. امروز به چنین افرادی بسیار نیاز هست.الهیات یونس
برای درک همه این درسها در روابط اجتماعیمان، باید بدانیم که آموزش اصلی کتاب، جامعهشناسی نیست، بلکه الهیات است. یونس خدای ساخته خودش را میخواهد؛ خدایی که بهسادگی آدمهای بد را میکشد و آدمهای خوب را برکت میدهد؛ برای نمونه، یونس و قومش. زمانی که خدای واقعی ـ نه خدای جعلی یونس ـ حضور مییابد، یونس دائم دچار خشم یا نومیدی میشود